ماهرخماهرخ، تا این لحظه: 15 سال و 9 روز سن داره
فردینفردین، تا این لحظه: 7 سال و 3 ماه و 26 روز سن داره
زمانی که خودم شروع کردم به نوشتن🌈زمانی که خودم شروع کردم به نوشتن🌈، تا این لحظه: 3 سال و 6 ماه و 22 روز سن داره
تولد شمار وبلاگم🌙✨️🦋تولد شمار وبلاگم🌙✨️🦋، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 2 روز سن داره

✨️Mahake man✨️

خوش اومدی😇🥰

جمله وار 18 +دیالوگ 14

وقتی دخترمان میخواهد گرمای باور نکردنی ظهر زمستان را از پشت شیشه ماشین برایمان بازگو کند   آسمون لیزه آفتاب سر میخوره میاد روی ما  و ما نمیدانیم نورش هم از جنس خودش هست که سر میخورد از اسمان لیزو یا خورشیدش از جنس نور است کدام جز است،و کدام کل؟ که اگر چنین باشد خدایا ما از توییم یا تو از ما از کجا سر خوردی و افتادی درون ما     بعد نوشت با تاخیر: ماهزخ:مامان من کی بزرگ می شم مامان:کم کم بزرگ می شی ماهرخ:شما چطور بزرگ شدین؟ مامان:کم کم بزرگ شدیم ماهرخ:تا کجا میرین(قدتون)؟ مامان:از این بزرگتر نمی شیم فقط سنمون زیاد میشه ماهرخ:مثل کو ه ها     و دخترمان ن...
26 دی 1394

بازی 106+ماهرخ از جنس خودش 8

فرزندم هیچ چیز جلودار همت ...و اراده ی آدمی نیست... بر کوچکیت منگر و همیشه ترس را از باورهایت دور ساز... اینکه فیلها، همیشه از موش ها در هراس اند... یک واقعیت است ...     ناصر کشاورز چه طولانی نبودیم امان از این مجازیکده های زیادی مجازی و این وبلاگ صندوق امن خاطرات ماست یک مجازی واقعی حال در این باغ مجازی ها کارمان بجایی رسیده که بین مجازی ها دنبال واقعی تر میگردیم و واقعی های واقعی را در مجازی های حبابی گم کردیم   اما اینجا را دوست داریم... چند ماهی هست بازی نداشتیم نه اینکه در کارگاه مادر دختر یمان تخته شده باشد شکل بازی ها ،تکرار در بعضی بازی ها و غرق شدن ما ...
6 دی 1394