ماهرخماهرخ، تا این لحظه: 15 سال و 2 روز سن داره
فردینفردین، تا این لحظه: 7 سال و 3 ماه و 19 روز سن داره
زمانی که خودم شروع کردم به نوشتن🌈زمانی که خودم شروع کردم به نوشتن🌈، تا این لحظه: 3 سال و 6 ماه و 15 روز سن داره
تولد شمار وبلاگم🌙✨️🦋تولد شمار وبلاگم🌙✨️🦋، تا این لحظه: 13 سال و 5 ماه و 25 روز سن داره

✨️Mahake man✨️

خوش اومدی😇🥰

دیالوگ16 +فرهنگ لغت

    دیروز به ما گفتی من که عروس شم تو ر دعوت نمیکنم وقتی عروس شم تنهایی میرم تهران خونه بی بی جان تو تنها بمونی میگم تو که عروس شی با شوهرت باید بری نه تنهایی میگی:تنها میرم چون بزرگ شدم که عروس شدم       و عصرش گفتی:مامان بگم طلاق چیه؟! گفتم بگو و تو :وقتی زن و شوهر ااا از هم جدا میشن   من:خوب چرا جدا میشن تو:خوب همو دوست نداشتن من:به نظرت باید چیکار کنن؟ تو:خوب همو دوست نداشتن که جدا شدن دیگه من:این خوبه؟! تو:نه آخه بچشون تنها میمونه ولی اونام که همو دوس ندارن       فرهنگ لغت: شیز ال ئی:شیش ضلعی     ...
1 اسفند 1394

جمله وار 16+ فرهنگ لغت

مامان، باباها میشن شوهر!؟ شوهر خانماااااااا!؟ ********************* برای بچه ها خاصیت داره ********************* مامان رو تخت زایمان خوابیده،بچه تو دلش بُسُگه،بچه زایمان شد،بچه ی بُسُگ از تو دل مامانش رد میشه مثل دلفین میاد بیرون ************************* کاشکی کلاه داشته نمی باشه=کاش کلاه نمیداشت سازیدن=ساختن توستم=تونستم الماس سن تِم تِم تِم =الماس سنتر توخمو نوق=تخم مرغ   ...
26 ارديبهشت 1394

جمله وار5

دستم نیمیسه=دستم نمیرسه   قددم نیمیسه=قدم نمیرسه خوبَــــــــــــــــــــــــــــــ بابا=خوبه بابا(نیشابوری) آقا پولیس میییادِ دَشَشَن بیتیشَم=قشنگ بکشم زیبش باس کونم=زیپش باز کنم کَمَنَم شیکس=کمرم شکست
17 مهر 1392

جمله وار 4

مامان من اینجا باستم=مامان من اینجا وایستم   نوشابه ر نصیور برداره باشههههه نوشابه بدده نخخور مامان باید بخوره=نوشابه بد مامان بابا ها باید بخورن زود بریم خونمون مامان زود میام بریم خونه ماددجون =بریم خونه مادر جون بریم خونه زری وقتی میخوای کاری انجام بدی که از عهدت خارجه: خددایاااااااا خدداییاااااااااااا نیمتونم !چیککار تنم؟=خدایا نمیتونم !چیکار کنم؟
10 مهر 1392

دیالوگ3

امروز بمناسبت روز اتشنشان رفتیم واسه دیدن مانور بابا و دوستانش   یکی از مراحل حمل مصدوم از ارتفاع با بسکت بود اومدیم خونه و شما شروع کردی به تعریف عملیات مانور به این شکل: ماهرخ:ماما اقا خوابیده بود!! مامان:اقا خوابیده بود؟؟ کجا خوابیده بود؟ ماهرخ: دستت (بسکت) مامان: {البته مدیر روابط عمومی مراحل عملیات توضیح میدادن اما بســـــــــــــــــــــــــــــــکت   نمیدونم واللا}   ******************************** من:دخترم اسمت چیه؟ ماهرخ:ماففوو من:ماهرخ اسم مامانت چیه؟ ماهرخ:مامان فاطمه من:اسم بابات چیه؟ ماهرخ:بابا حسن گا من:فامیلت چیه؟ ماهرخ:نصیپور  (نصیب پور) من...
7 مهر 1392

جمله وار 4

اینبری فیشار بیدیم=اینوری فشار بدیم   حسن گا زنگ بیزنم= به حسن اقا زنگ بزنم مااااااامااااااا خوشدل،ماااااااماااااااا خوشدلم پاششو بییا  بابا فوت تن=بابا فوت کن سندینه ،تومت تن=سنگینه کمک کن پشتی دارم=کوله پشتی دارم مامان انو تیته تردی=مامان اینو تیکه کردی مامان دسسم داغون شد
24 شهريور 1392

[عنوان ندارد]

همجه=نجمه اتششانی=اتشنشانی نزدیت=نزدیک دور=دور حسن گا=حسین آقا حسن گا=حسن اقا پسته=پسته بدوم=بادم  داش کنم=قاچ کنم روشن تن=روشن کن تاریته=تاریکه  زنگ بیزنم=زنگ بزنم  سوار بیشم=سوار بشم کومت تن=کمک کن تا تونم=تا کنم  مورتیضا=مرتضی
20 شهريور 1392