ماهرخماهرخ، تا این لحظه: 15 سال و 8 روز سن داره
فردینفردین، تا این لحظه: 7 سال و 3 ماه و 25 روز سن داره
زمانی که خودم شروع کردم به نوشتن🌈زمانی که خودم شروع کردم به نوشتن🌈، تا این لحظه: 3 سال و 6 ماه و 21 روز سن داره
تولد شمار وبلاگم🌙✨️🦋تولد شمار وبلاگم🌙✨️🦋، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 1 روز سن داره

✨️Mahake man✨️

خوش اومدی😇🥰

پاییز تا زمستان 95

و من گم میشوم در هوایی که تو نفس می کشی و گم میکنم راه اسمان را در نگاه تو                                           سلامی به گرمی هوای کیش و به زیبایی غروب ش دوباره رفتیم جزیره کیش   اینبار با مادر جون سه تایی یعنی ما سه تا و تو کلی بازی کردی نقاشی کشیدی بالاخره تمساح دیدی و بعد از اون دیگه از این موجودات تنبل نمی پرسیدی رفتیم اکواریوم و باغ پرندگان و خزندگان ...
2 بهمن 1395

ومیکشی

و میکشی از زمین و زمان از خیال و رویا از زیبایی ها بودنی و نبودنی ها غم و شادی و ثبت میکنیم تا میتوانیم عروس و دامادهای عشقولانه باعث و بانی اش این مراسم عروسی پشت سر هم و رقصهای عشقولانه ی عروس و دامادهای امروزیست طبیعتی بکر و اوازز پرنده ی خاموش مراسمی عزا داشتیم پدر دوست بابای خانه ی کوچکمان و از نزدیک در مراسم بودیم و دختمان چنین میطرحد و باز هم عروسی ها کار خودشان را میکنند   بچه ای ریزه پیزه و بادکنکی بزرگ این روزها بادکنک بی چوب زیادی ساختی     باز هم عروسی با تاج شهنشاهی این هم نقاشی چهارم مهرت باشد از کودکستان   &...
9 مهر 1395

مهر با مهر تو

روزهای طلایی من اغاز شدند با شوق اول مهر تو و تا 22 روز من میتازم در این جشن رنگی تا روز میلاد تو   پ ن:بمناسبت این 22 روز طلایی کودکان خیریه حضرت مریم را میزبان شدیم در کافه جوین شهرمان و شادی بودن دخترمان را با انها سهیم شدیم به شکرانه بودن و عهد هر ساله پ ن 2:تولد ماهرخ مان امسال عاشورا تاسوعاست پس به پیشواز رفتیم ...
9 مهر 1395

گاه گاهی از این فصل روان

چه قدر نیستیم چه کم مینویسم این روزها و چه دلگیرم از انچه ثبت نکردم بسیار شلوغیم با شعار دانشگاه باشگاه کارگاه   با هم رفتیم زیپ لاین و اولین تجربه ی پرهیجانت را با من شریک شدی   ممنونم و ممنونم که هستی  گاهی ترس و هیجانی که بر ترس پیشی گرفته  با هم یک سفر مادر دختری داشتیم به کیش باز هم اولین سفر هوایی دو نفره مان  اولین کیش پیمایی مان بود گررررررررررررررررررررم و خوش دوباره اولین هایی زیبا من در کارگاه های تسهیلگی ک.دک . طبیعت شرکت کردم . ت. در مدرسه طبیعت موج جدیدی از مدارس در ایران که کارشان درست است و اولین درسی که خوداموز از این مدرسه یاد گرفتی ...
9 مهر 1395

دیالوگ ۱۸

ماهرخ :مامان ابا چطوری درست میش (البته منظورش قطرس) من:اولش تو دریاس بعد افتاب میتابه روش بعد بخار میشه میره هوا ابر میشه بارون یا برف میشه میاد زمین پیش خودمان گمانیدیم عجب علمی پاسخش دادیم     ماهرخ :از کجا میره تو دریا من:از تو رودخونه   از کجا میره تو رودخونه؟ از چشمه از کجا میره تو چشمه از دل زمین   چطوری رفته تو دل زمین       وااااااااای فک کنم باید میگفتم دوتا هیدروژن یک اکسیژن بعد از یک گفتگوی طولانی فهمیدیم منظورش این بوده اب از چه تشکیل شده   مثل ان روزی که میگفت چرا اسمان ابی ست و رنگی دیگر نیست   و ما حیران گشته کفش زیر ...
13 شهريور 1395