ماهرخماهرخ، تا این لحظه: 15 سال و 8 روز سن داره
فردینفردین، تا این لحظه: 7 سال و 3 ماه و 25 روز سن داره
زمانی که خودم شروع کردم به نوشتن🌈زمانی که خودم شروع کردم به نوشتن🌈، تا این لحظه: 3 سال و 6 ماه و 21 روز سن داره
تولد شمار وبلاگم🌙✨️🦋تولد شمار وبلاگم🌙✨️🦋، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 1 روز سن داره

✨️Mahake man✨️

خوش اومدی😇🥰

بازی 47

      این کتابا ر از تهران خریدم کتابای خیلی خوبی هستن بیا قیچی کنیم بیا رنگ کنیم بیا بچسبانیم ماهرخ دوسشون داره و از کار کردن با اونا لذت میبره من که عاشقشوووووووووووووونم من اولین بار این کتاب تو سایت الای عزیز دیدم البته ترجمه نشده بود خیلی خوشم اومد و دوست داشتم ماهرخ فعالیتاش انجام بده وااااااااااای وقتی دیدمشون نفهمیدم چطور خریدم شدید توصیه میکنم ااااااا   اینجا واسه اون بچه ماکارونی کشیده واسه بستنی شکلات ریز که با ضربه های مداد شمعی به دفتر میشه کشید و کلی طرح های قشنگ ...
2 دی 1392

بازی 46

وباز هم یک بازی هنری برای دخترک یه بسته شابلون خریدیم چون توان ساختنش را نداشتیم قبل تر تصمیم داشتیم بدرستیم اما  ما کجا و این هنرها کجا؟!!!! سفره سفیدمون پهن کردیم و انگشتان دخترک اماده ی خلق اثر؛البته از نوع تقلبی اما خیلی دوست داشت ما هم خوشمان  امد و کلی بازی کردیم     ...
30 آذر 1392

اخرینهای پاییز

  خدایی خدایی ااااااا چه لذتی داشت وقتی از ادمها (دوستانی که بسیار دوست داشتنی هستند) دل کندم و خواستم صدای گوسفندها ر گوش کنم و از خدا و طبیعتش لذت ببرم و دو صد چندان کم است لذت وقتی این صحنه را دیدم و خواستم ثبت شود که پایدار باشید انشاالله همیشه و خود حسودم که نشد طاقت و صبوری چیره بر این حس . . نشستیم و چشم بستیم روزنه ی گوش را باز تر کردیم و عجب صدای استریو و سه بعدی داشت زنگوله ی گوسفندان یکک گله بزرگ و چه لذتی بردیم در جوار دخترک اخ الاغ خوب و نازنین سر در هوا سم بر زمین چه قشنگ میخونه دخترک این شعر ر   ...
24 آذر 1392