بازی 54
توپ بازی و نشونه گیری بازم هماهنگی چشم و دست توپا ر مینداخت تو سبد و میشمردیم کلی تشویق و جیغ و دست و هورا قانونمندی: باید پشت خط وایستی برو عقب نشونه گیری واسه ریختن چوبا ...
بازی 53
کتابی بدستمون رسید از دوران مهد خواهرم عکس این کفش تو ضمیمه ها بود و شانس ما استفاده نشده بود از کتاب برش زدیم دترک به مقوا چسبوند و مقوا ر برش زدیم جای بندها ر پانچ کردیم و دخترک بندهاش رد کرد این اقای پسر هم با لباس زیر بود و لباساش برش زدم و دخترک چسبوند ...
بازی 52
بازی با چوبهای بابا ساز بازی های زیادی میشه با این مکعب های چوبی انجام داد پدر و دختر میشینن و کلی بازی میکنن از جمله: دخترک اینجا یه خونه ساخته یه آدم کنار خونه یه گل که تو دستشه و یه درخت سمت چپ تصویر اینجا یه ستون ساخت و رفت چسب حرارتی آورد و یه الا کلنگ ساخت و پدر هم الا کلنگ بازی کرد خخخخخ یه خونه شیروونی دخترمان از پدرش عکس میگیرن البته با لیوان و موقع عکاسی اصراری داره که ژست بگیرین ...
لحظات ناب ناب ناب
یه وقتایی باید کودکمان را ببینیم یا به قول الهه عزیز ،مشاهده کودک صبوری در مقابل رفتار های کودک البته رفتاری خلاف میل ما نه خلاف ارزش ها که اگر خلاف ارزش ها باشد و بعد از تربیت و شناخت ارزش ها ،برخورد لازم است که مشاهده مان در این پست با مشاهده ی الهه عزیز بسیاااااااار تفاوت دارد کودکم را را در آغوش میگیرم سخت می فشارم و ادعا دارم کودکم ،پاره تنم را روزانه پنج ساعت مدام میبینم به به چه لذتی چه دختری چه می گذرد بر من ،که آخر شب سخت دلتنگ کودکم میشوم کودکی که در آغوش من است و من دلتنگ تر از صبح این حس که او را ندیدم اما به خدایی که او ...
[عنوان ندارد]
از اینا نمیشه گذشت فیگورای ماهرخی وقتی دوربین یا موبایل میبینه ...
بازی 51
این بازیا ر خودت انجام میدی تو تنهاییت تو سرگرمی مامانت با مدادا شکل ساختی ماهرخ: مامان من میخوام برم داشگا من :خوب برو ماهرخ:خیلی بارون میاد من:خوب ماهرخ:چتر لازم دارم ...






