ماهرخماهرخ، تا این لحظه: 15 سال و 10 روز سن داره
فردینفردین، تا این لحظه: 7 سال و 3 ماه و 27 روز سن داره
زمانی که خودم شروع کردم به نوشتن🌈زمانی که خودم شروع کردم به نوشتن🌈، تا این لحظه: 3 سال و 6 ماه و 23 روز سن داره
تولد شمار وبلاگم🌙✨️🦋تولد شمار وبلاگم🌙✨️🦋، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 3 روز سن داره

✨️Mahake man✨️

خوش اومدی😇🥰

مهمانی دوست

سلام چندی نیودندی ،کمرنگ بودندی شب بیست و سوم را ما بودیم و حرم رضوی این افتخار از وقتی ماهرخ در دل مان وول وول می زد نصیب مان شد تا کنون و اگر بطلبد ما را امید که سال های بعد را هم مفتخر شویم به حضور در حرمش و این صحنه را ما دوست داریم تا بحال چنین وفور را درک نکرده بودیم بعد از مراسم افطاری دخترمان و عموزاده ی کوچک ما در جمع آوری گلدانهای سفره به خدام حرم کمک می کردند و بعد تر مراسم احیا و سینه زنی و خوشحالیم از بودن و بودنش در این محفل سبز کنار  دیگ ر بندگان مخلصش امید که ما را دیده باشد   پ ن: مادر ما عملی سنگین داشتند شکر خد...
21 تير 1394

لحظات ناب ناب ناب2

ی ه اهنگ ناااااااااااز تو گوشته اون یکی گوش ت پچ پچای همه ی وجودت موندی به کدوم گوش بدی اینجاس که مغزت از هر دو سیگنال میگیره و لذت هر کدوم چن برابر دیگری و من خوشبخت ترین مادرم تو این لحظه ی ناز   اسمش میزارم لحظات ناب ناب از اون لحظاتی که باید ثبت شه اونجایی که باید   به خاطر این لحظات ممنونتم ماهدختم   ...
31 خرداد 1394

مادری دختری 2

بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو یه وجب خاک مال من هرچی میکارم مال تو اهل طاعونی این قبیله مشرقیم تویی این مسافر شیشه ای شهر فرنگ پوستم از جنس شبه پوست تو از مخمل سرخ رختم از تاوله تنپوش تو از پوست پلنگ بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو یه وجب خاک مال من هرچی میکارم مال تو   یه گروه صمیمی و دوستانی زلال دوباره به یه تلپ نوردی دعوت شدیم منتها ی پیاده روی که الحق دختر بی خواب ما خوب از عهده اش بر امد   ساعت پنج صبح بین درگیری ماه و خورشید دستان نرم و کوچکش را بدست گرفتیم و کوله ی سبز به پشت راه افتادیم تا پای قرار این اتفاق نااااااااااااااااااااادر را دوست داریم ...
18 خرداد 1394

بازی 106+از جنس خودت6

من ترا خواهم برد به تماشای گل سرخ بهار و گره خواهم زد روی غمگین ترا به علفهای فراوان بهار   من ترا خواهم برد به لب جوی زلال که تراوش شده از برف بهار   من تو را خواهم برد به سر کوه نجات به هوای پرواز و به دستان تو خواهم آویخت چتری از بال هزار پروانه چراغعلی بابادی   سلاااااااامی بعد از چندی نبودندی دختر رو به چهار ساله ی ما با خود عالمی دارد به دنیایش تا حد توانمان و مجال اعصابمان ،احترام میگذاریم و تماشایش را که از هر نمایش و کمدی و درام و کلاسیکی جذاب تر است با دنیا عوض نمیکنیم بزرگ میشود و دیگر از این دلبرانه های کوچک ،دست...
9 خرداد 1394

بازی 105+از جنس خودت5

فرزندم آنجا که در اندیشه ی باغبان تفکری جز چپاول باغ نیست، با یک گل که هیچ با هزار گل هم بهار ناآمدنی ست... بلاگفا ترکیده انگاری پازل داریم کاغذی ،روزنامه ای! از روزنامه ها عکس برید و به مقوا چسباند و برش زد،هر مدلی دلش خواست بعد چید کامل شد مرحله داشت یه سری عکس پرسنلی برش زد و چسبانید و داستانی مصور ساخت این مطب آقای دکتر اینجا آپارتمان با سقف گرد هست سمت راست درختی هست که در حال افتادن و بچه ای اونو نگه داشته سمت چپ عروس خانم مو فرفری ترکیب آجیل و خمیر دندان و آشپزی به سبک ماهرخ من در مقاب...
26 ارديبهشت 1394