ماهرخماهرخ، تا این لحظه: 15 سال و 3 روز سن داره
فردینفردین، تا این لحظه: 7 سال و 3 ماه و 20 روز سن داره
زمانی که خودم شروع کردم به نوشتن🌈زمانی که خودم شروع کردم به نوشتن🌈، تا این لحظه: 3 سال و 6 ماه و 16 روز سن داره
تولد شمار وبلاگم🌙✨️🦋تولد شمار وبلاگم🌙✨️🦋، تا این لحظه: 13 سال و 5 ماه و 26 روز سن داره

✨️Mahake man✨️

خوش اومدی😇🥰

سنام سنام صد تا سنام

آخ  که مامان فاطمه به قربونت بره   زشششششششششششششه من، من دوست دارم دوست دارم وقتی هر رفت و آمد کوچکی بهونه میشه واست که بگی سنام تا جوابت ندن مثل طوطی هی میگی سنام سنام سنام دوست دارم چون وقتی با تلفن حرف میزنی همه ی احساست میریزی تو لحن صدات مخصوصا وقتی خارجی خارجی حرف میزنی دوست دارم آخه من با تو چیکار کنم هر جا میریم میگی چایی، چایی میخوام زود دختر خاله میشی دوست دارم خییییییییییییییلی چون تو جوابم میگی دوست داره من عاشقتم مامان دوست دارم یه لقمت کنم یه لقمه زشت من زششششششششششتی بخدا
18 ارديبهشت 1392

بازی 6

حمومک مورچه داره   اسم این بازس گذاشتیم حمومک مورچه داره هیچ وسیله خاصی نیاز نیست فقط یه مامان و یه نی نی کافیه من این بازی و وقتی با ماهرخ میریم یرون چه تو کالسکه چه پشت فرمون یا پیاده و یا هر جایی انجام میدم البته بیشتر میزارم واسه وقتایی که ماهرخ به کلی خسته و بی حوصله شده و سرگرمی نداره این طور بگم که این بازی ساده دوای درد منه بازی به این شکل هست  مثل اسیا بچرخ دستای همو میگیریم و آروم میچرخیم و من این شعر میخونم حمومك مورچه داره،   بشين و پاشو خنده داره، خوب حالا بگو چه كار مي‌كنيم با هم پا مي‌شيم، با هم مي‌شينيم *  آروم روي زمين میشینیم.&...
18 ارديبهشت 1392

تفسیر رفتارهای عجیب کودکان نوپا

کودک نوپایتان کم کم دارد کوچولویی سخنگو، خودرای و مستبد می‌شود. در واقع یک ارباب محض است؛ او به شما می‌گوید که کجا می‌خواهد بنشیند، کدام شلوار را بپوشد، و برای شام دقیقاً چه چیزی می‌خواهد.   اما درمورد انتقال افکار و احساسات پیچیده‌تر هنوز خیلی راه مانده است که باید طی کند. این یعنی خیلی وقت‌ها مجبور هستید برخی از رفتارهای عجیب او را تفسیر کنید. ما از کار‌شناسان این امر خواستیم تا در رمز گشایی قشقرق‌های معمول نوپایان به ما کمک کنند. به چشمانتان نگاه نمی‌کند تفسیر: «شرمنده‌ام.»   وقتی کودک چشمانش را از شما می‌دزد، می‌خواهد ب...
12 ارديبهشت 1392

[عنوان ندارد]

مسی=مرسی آتیش=آتش تت=کت غنا=غذا حمووو=حمام آیسان=آیسان این کییه؟=این کیه؟ دوست داره=دوست دارم بز=بز پوتتو=تخم مرغ خوتکا=خودکار شتر=شتر اسب=اسب مورشه=مورچه ماسد=ماست میم میخوام =میوه میخوام میم=میوه
12 ارديبهشت 1392

اولین زیارت حرم و نامزدی خاله فاطمه

دیروز با مامان فاطمه و آقوام رفتیم حرم  امام رضا واسه عقد خاله فاطمه (خواهر حمید) این اولین زیارت من بود و بالاخره امام رضا منم طلب کرد خیلی خوب بود حرم چراغونی کرده بودن منم کلی مامان و اذیت کردم داد همه دراومد ههههههههه اینجا  دارم زیارتنامه میخونم     این داخل رواق دارالحجه هست       من و مامان فاطمه تو صحن جمهوری       اینم من و گنبد زرد آقا امام رضا     همه ی این عکسا ر بعد از عقد خاله جون گرفتیم ایشالا خوشبخت شن ...
11 ارديبهشت 1392