ماهرخماهرخ، تا این لحظه: 15 سال و 3 روز سن داره
فردینفردین، تا این لحظه: 7 سال و 3 ماه و 20 روز سن داره
زمانی که خودم شروع کردم به نوشتن🌈زمانی که خودم شروع کردم به نوشتن🌈، تا این لحظه: 3 سال و 6 ماه و 16 روز سن داره
تولد شمار وبلاگم🌙✨️🦋تولد شمار وبلاگم🌙✨️🦋، تا این لحظه: 13 سال و 5 ماه و 26 روز سن داره

✨️Mahake man✨️

خوش اومدی😇🥰

پارک ملت

سلام   امروز بالاخره از خونه زدیم بیرون رفتیم پارک ملت و دایی جون یه سری به قسمت مسابقات آسیایی سنگنوردی که هفته بعد قرار برگزار شه زد و من و خاله زهرا هم کلی گشتیم و کیف کردیم           به به ارادتمندیم آقای امیر کبیر عزیز   من و مامان فاطمه کنار مجسمه مادر و نی نی قربون همه ی مامانااااااااااااااااااااااااااااااااااااا     ...
26 ارديبهشت 1392

ماهرخ داره گل میچینه

امروز با مامان فاطمه و مامان جونی و خاله زهذا ذفتیم دنبال دکتر واسه اثه های مامان و کلی پیاده روی کردیم و خسته شدیم   مامان فاطمه زنگ زد دایی جون (علی) ودایی جون قول داد بیاد دنبالمون وقتی با دایی جون برمیگشتیم خونه من از سرم از پنجره ماشین درآوردم که یه خانم و آقایی که با موتور بودن اومدن پلوم همینطور که با سرعت میرفتیم یه گل بمن دادن خیلی خوشگل بود منم دادمش به دایی جون  
25 ارديبهشت 1392

بازم تهران

دیروز منو مامان فاطمه به آنی و کمتر از آنی تصمیم گرفتیم بیایم تهران   و به همون سرعت هم تصمیممون عملی شد با خاله فاطمه و عمه جون اومدیم تهران جاتون خالی تو قطار ترکوندم ...
22 ارديبهشت 1392

[عنوان ندارد]

من اومدم=من اومدم شله=شلوار اول=اول حممو=حموم دشویی=دستشویی این میخوام=اینو میخوام باططی=باطری دایره=دایره دطا=قطار یاللا=یا الله دسشویی داره=دسشویی داره ـ دسشویی داری  حثثثن داره؟؟؟=حسنی داره؟؟؟ تویی=توییی      
22 ارديبهشت 1392

پیمایش یخچال

این روزا زیادی شکمو شدی مامان، یخورده مراقب باش دوست ندارم  چاق بشی ااااااااااااااااا   قربونت برم که میری زیر یخچال و درش باز میکنی و میگی میم میخوام میم میخوام چقدر میوه میخوری نباتم امروز تا به خودم اومدم که بهت میوه بدم دیدم در فریزر باز کردی کشوهاش کشیدی بیرون رفتی توش که دستت به میوه های یخچال برسه عزیزممممممممممممممم شمقو ی من                  ****************************** قربونت برم که چند روز ه انگشت اشارت رو هرچی اشاره کنه  لبت میگه این چییه؟؟؟ این چییه؟؟؟ وقتیم که خسته میشی چشات یه ور میره انگشتت...
20 ارديبهشت 1392