بعد از ماه ها
دورود رفقا
یادمه خیلی وقت پیش گفتم وقت ندارم فعالیت کنم و راست گفتم گفتم هر ماه میامو اتفاقات اون ماهو میگم ولی زدم زیر قولم
خیلی وقته که تو سرچ گوگلم کلمه نی نی وبلاگ رو ندیدم
البته درسا و اتفاقات هم خیلی تاثیر داره
اخرین پستم تو تابستون بود وتا الان که تقریبا ۱ ماه مونده به عید هیچی ننوشتم
اتفاقات اخیر خیلی روم اثر داشت بعضی شبا بدنم تو خواب میلرزه یا میپرم و اصلا حالم خوب نیست ماجرا بهارم که هست (وست رمزدار میگم)
چون الان وقت اضافه داشتم گفتم بیام و از اتفاقات بنویسم
از بعد کلاس تابستونم که پست قبلیه هیچی ننوشتم و الان میخوام همه چیز رو بهتون بگم
رفتیم سفر که سهر های زیادی رو رفتیم اینجوری بهتون بگم که از خراسان رضوی رفتیم سمت تبریز
کلی شهر رفتیم😁
به ترتیب یادم نیست ولی رفتیم خونه یکی از اشناهامون که تو گیسوم بود اشنا پریماهشونم هست و تا تالش هم رفتیم
اینجا یه روستایی نزدیک اونجا بود





اینجام یه جای دیگس که ابشار داشتو و یه طبیعت زییییبا



دریا هم رفایم جای گیسوم بود تقریبا

اینجا صبح بود که بعدش رفتیم ابشار یه شب دیگه اومدیم دریا که من گفتم از همین الان عکس و فیلمای تولدمو بگیرم




رفتیم تبریز و چقدر قشنگ بوددددددد








از جایی که رفتیم خونه جدید دایی علی کلی شیرینی وسوغاتیو اینجور چیزا بردیم و شام اونجا بودیمو بعدش رفتیم خونه مادر بزرگم تو تهران



برج میلاد که اسکرین شات گرفتم از رو فیلم
و این بود سفر ادانه اتفاقات رو توی یه پست دیگه میگم
مراقب خودتون باشید🖤






بعد از ماه ها 







