ماهرخماهرخ، تا این لحظه: 15 سال و 5 روز سن داره
فردینفردین، تا این لحظه: 7 سال و 3 ماه و 22 روز سن داره
زمانی که خودم شروع کردم به نوشتن🌈زمانی که خودم شروع کردم به نوشتن🌈، تا این لحظه: 3 سال و 6 ماه و 18 روز سن داره
تولد شمار وبلاگم🌙✨️🦋تولد شمار وبلاگم🌙✨️🦋، تا این لحظه: 13 سال و 5 ماه و 28 روز سن داره

✨️Mahake man✨️

خوش اومدی😇🥰

بدون عنوان

1394/7/15 11:07
386 بازدید
اشتراک گذاری

هر صبح با شور و هیجان روزای مدرسم از خواب بیدار میشم مثل همون موقع شوق حاضر شدن و رفتن دارم اما یکم متفاوت

با این تفاوت که واست چاشت آماده میکنم بیدارت میکنم یکم با موهات ور میرم ،دور گردنت بو میکشم،چند تا بوس و یاز شدن چشمای نازت

و طلوع خوشید صبح من

با هم لباس میپوشیم زیر آفتاب صبح پاییزی دستای کوچیکت تو دستام از پل رد میشیم تو از رو جدولا میریم از رو سنگا و منم مهمون شیطنتای مسیر راهت میشم دوباره بچه میشم

و این روزای زود گذر و بی تکرار ر با همه ی وجودم حس میکنم لمس میکنم

 

 

امروز روز تو و دوستای تو، تو کل دنیاست واسه همتون عاقبت خیر و سلامتی ارزو میکنم روزت مبارک

 

                               

اینم هدیه ی من واسه ماهرخم

                         

منتظر ساعت یک میشینم تا با هدیت بیام دنبالت و غرق شادیت شم که فقط واسه ی چشمای منه

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)