ماهرخماهرخ، تا این لحظه: 15 سال و 2 روز سن داره
فردینفردین، تا این لحظه: 7 سال و 3 ماه و 19 روز سن داره
زمانی که خودم شروع کردم به نوشتن🌈زمانی که خودم شروع کردم به نوشتن🌈، تا این لحظه: 3 سال و 6 ماه و 15 روز سن داره
تولد شمار وبلاگم🌙✨️🦋تولد شمار وبلاگم🌙✨️🦋، تا این لحظه: 13 سال و 5 ماه و 25 روز سن داره

✨️Mahake man✨️

خوش اومدی😇🥰

بدون عنوان

1394/5/27 12:50
297 بازدید
اشتراک گذاری

بعضی وقتا اژدهایی  درونم از خواب پامیشه و با شتاب خودش میچسبونه به شیشه چشام

از کربن وجودم کیسه کیسه برمی داره و آتیشش ر از دهنم بیرون میریزه

این آتیش چیو میسوزونه خودش میدونه

اما

این اژهای نفهم هیچ چیو نمیبینه پرده ی چشام میکشه پاییین آتیشهای فراخش میریزه پایین کوچیک و بزرگ سرش نمیشه

آتیشش خوووووووووووووب میسوزونه تا...

وقتی کربنش تموم میشه ، مث یه بچه گنجیشک کز میکنه کنج خونش

پرده ی چشام میزنه کنار

از پنجره ی چشام میبینه چیار سوزونده

بعضی از خاکسترا دیگه درست نمیشن و فقط یه بار میسوزن واسه همیشه

و دل گنجیشک میگیره از اژدهایی شدنش

کربنم اگه تموم شه دیگه سوختی ندارم واسه ادامه ی روزام

این اژدهای بی فکر و بی رحم

پسندها (3)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)