قصه ی آب
این روزها ما رعایت حال ابهای زیر زمینی را میکنیم اما دخترمان متوجه نیست هرچه با زبان خوش و جانم دلبندم کم آبی را گوشزد میکنیم متوجه نیست که نیست
هوای گرم و اب سرد میچسبد و همین برای سه سال و نه ماهه ی ما کافیست
نقشه ای کشیدیم
شیر اصلی آب را بستیم و دخترمان بگمانش که بابا آبی (همزاد بابا برقی
) راه منبع آب را بر ما بسته
جریان منبع آب چنین است که ما به دخترمان گفتیم هر خانه ای منبع آبی دارد و سهمیه ای ،اگر زیاد مصرف کنیم منبع آب مان خالی میشود
و امشب منبع مان خالی شد مثلا با اداره ی آب تماس گرفتیم و گفتند منبعتان خالیست و سهمیه تان تمام شده و ما ناراحت از بی آبی
راه حل ماهرخ در مقابل نگرانی ما از بی آبی:خوب وسیله هامون جم کنیم بریم خونه ی دیگه
من:
اداره ی آب:
منبع آب:
بابا آبی:
منبع آب
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی






قصه ی آب 

