ماهرخماهرخ، تا این لحظه: 15 سال و 8 روز سن داره
فردینفردین، تا این لحظه: 7 سال و 3 ماه و 25 روز سن داره
زمانی که خودم شروع کردم به نوشتن🌈زمانی که خودم شروع کردم به نوشتن🌈، تا این لحظه: 3 سال و 6 ماه و 21 روز سن داره
تولد شمار وبلاگم🌙✨️🦋تولد شمار وبلاگم🌙✨️🦋، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 1 روز سن داره

✨️Mahake man✨️

خوش اومدی😇🥰

دیالوگ 12

1393/11/20 12:40
237 بازدید
اشتراک گذاری

امروز ته ته و فوق العاده ته آرایشی کردیم و خواستیم در مراسمی خاص حاضر شویم(رویما از لوازم آرایشی سخت گریزان است)

رفتیم و برگشتیم هنوز لباس زمستانی بر تن سنگینی میکرد

دختر همچون ماه با چهره ای در هم کشیده و مدبرانه چنین حکم را اعلام کردند

ماهرخ:مامان پاشو ارایشت پاک کن

من:در ادامه من:خوب باشه حالا

ماهرخ:نه میگم پاشو برو پا کن

من:چرا؟

ماهرخ:باز فردا بابا می یاد،تو هم اینجا نشستی(جای همیشگی من تو خونه) به بابا میگی نظرت چیه؟اونم میگه زشت شدی،بعد ناراحت میشی

من:

من:ماهرخ تو چی فک میکنی؟

ماهرخ:بنظر من که زشت شدی برو بشور

من:خووووووووووووود ک.ش.ی

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)