ماهرخماهرخ، تا این لحظه: 15 سال و 4 روز سن داره
فردینفردین، تا این لحظه: 7 سال و 3 ماه و 21 روز سن داره
زمانی که خودم شروع کردم به نوشتن🌈زمانی که خودم شروع کردم به نوشتن🌈، تا این لحظه: 3 سال و 6 ماه و 17 روز سن داره
تولد شمار وبلاگم🌙✨️🦋تولد شمار وبلاگم🌙✨️🦋، تا این لحظه: 13 سال و 5 ماه و 27 روز سن داره

✨️Mahake man✨️

خوش اومدی😇🥰

یه پنجشنبه شب متفاوت

1393/11/20 12:25
227 بازدید
اشتراک گذاری

دیروزمان خوب گذشت و خوب(منتهای خبر بدی که شنیدیم که شکر خدا بر این باورم انهم بخیر گذشت همچون شب ما)

شب شد و شبش به سختی گذشت

دخترم غرق کودکانه هایش قهقهه های بی انتهایش زمین خورد و کمی ابراز ناراحتی کرد از آنجا که دختر ما با زمین خوردن و اتفاقات شبیه که برای بچه ها پیش می آید گریه ی چندانی نمیکند بگمانمان اتفاق مهمی نیست و حالا میخواهد کمی خود را لوس کند با این بهانه گیری های اندکش

تا اینکه سر و کله ی ورم گرد و قلمبه ای زیر پوست آرنج پیدا  شد

راهی اورژانس شدیم و ...

عکس قبل از ویزیت

22725707199443164057.jpg

دستانی که به واسطه لاک زدن اصرار به تکان دادنش توسط دختر غمگینم داشتیم

43493238411405537401.jpg

بعد از ویزیت و قبل از شروع گچ گرفتن دستان کوچک دخترم

77756644922435693222.jpg

این هم سرانجام لحظه ای که نه میتوان غفلت نامید نه بی دقتی

دست چپ دردانه ام در نهایت حیرت و تعجب من ساعت ۱ صبح جمعه گچ گرفته شد

48892919594265250402.jpg

و خوشحالم و میبالم به داشتنت

به قوی و صبور بودنت در مقابل درد،چنانکه هرگز باورم نمیشد چنین اتفاقی برایت افتاده و تو ساکت و ارام بودی

حتی وقتی دکتر شیفت دستت را  پیچاند ،که اگر من بودم صدای فریادم به آسمان میرسید شک ندارم

و باز هم میبالم به داشتن دختر قوی و شادم

آرزو دارم اولین و آخرین اتفاقی باشد که برایت پیش می آید 

خدایا فرزندانمان را از گزند هر بلا و اتفاق دور کن

 آمـیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)