ماهرخماهرخ، تا این لحظه: 15 سال و 3 روز سن داره
فردینفردین، تا این لحظه: 7 سال و 3 ماه و 20 روز سن داره
زمانی که خودم شروع کردم به نوشتن🌈زمانی که خودم شروع کردم به نوشتن🌈، تا این لحظه: 3 سال و 6 ماه و 16 روز سن داره
تولد شمار وبلاگم🌙✨️🦋تولد شمار وبلاگم🌙✨️🦋، تا این لحظه: 13 سال و 5 ماه و 26 روز سن داره

✨️Mahake man✨️

خوش اومدی😇🥰

دیالوگ1

1392/5/31 11:15
353 بازدید
اشتراک گذاری

من:ماهرخ بابا کجارفته؟

 

ماهرخ:کار

من:چی بیاره؟

ماهرخ:پول

من:چی بخریم؟

ماهرخ:شیر،ماس،بتنی،اوله

*************************

من:ماهرخ نکن دست نزن این کار خوبی نیس!

ماهرخ:تاتا عباسی خدا منو نناسی بدل بابا بناسی(کلا بحث عوض میکنه و به کارش ادامه میده)

من:ماهرخ من با شمام حواسم بهت هستااااااااااا(یکم روش تاثیر میزاره)

ماهرخ:در مرحله اول چشاشو ازم میدزده واسه ۳ دقیقه در نهایت بدو بدو در روووووووو

*******************************

امشب با مامان جونی و ماهرخ رفتیم بازار

منو ماهرخ کنار ماشین منتظر مامان جونی بودیم که من خسته شدم و رو جدولا نشستم ماهرخ هم سوار کالسکه بود

ماهرخ:مامان پاشوووووو نشین!!
من:چرا؟

ماهرخ:اوججا خاتیه.صدلی ماشین بیشین

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)