دیالوگ2
من:ماهرخ خاله زهرا کو؟ ماهرخ:رفف من:کجا رفته؟ ماهرخ : رفته طهروو(تهران) ********************** امروز تو خیابون ماهزخ:ماماااااااااااااااااااااان من اس اینا مخام؟(چیپش . پفک و...) من:انا خوب نیس بد ماهرخ:اینا خوب نیس بد اوله (شکلات)خوبه بستنی خوبه ********************** ماهرخ:مامان بیاااااااااااا پاشششو کار دارم میریم سمت کمد لباسا ماهرخ:مامااااااا من دامن مخام من:دامن میخوای چیکار؟ ماهرخ:مخام برصصم(برقصم) وقتی دامن میپوشه گوشه هاش با ناز و سرانگشت میگیره میگه:عروس خانمم هی عروس خانمم هی و گاهی میگه:عروس خانم ماشاللا عروس خانم ماشاللا ...






