بازی 37
وقتی اقای پدر میخوان با دخترک وقت بگذرونن کارایی میکنن که فک میکنم هیچ وقت به ذهن من نمیرسه زمستونی که گذشت ما سفارش یه کرسی به نجار دادیم همونجا به همسری گفتم واسه ماهرخ مکعب چوبی بزن و همسری هم انجام داد به کمک نجار ماهرخ با این چوبا بازی های زیادی انجام داد که بهترینش برج سازی بود امروز اون چوبا شدن حصار و جک واسه سرسره ی دخترک به این شکل: دختر ما تیله هایی که دیشب واسش خریدم ر از اون بالا سر میداد پایین گاهی هم به کوچولو پرت میکرد اینم از استخر تیله های ماهرخ دیشب دو تا سبد هم واسه دخمری خریدم و ماهرخ خیلی دوسشون داره میخواد تیله ها و توپا ر بریزه تو س...






