ماهرخماهرخ، تا این لحظه: 15 سال و 12 روز سن داره
فردینفردین، تا این لحظه: 7 سال و 3 ماه و 29 روز سن داره
زمانی که خودم شروع کردم به نوشتن🌈زمانی که خودم شروع کردم به نوشتن🌈، تا این لحظه: 3 سال و 6 ماه و 25 روز سن داره
تولد شمار وبلاگم🌙✨️🦋تولد شمار وبلاگم🌙✨️🦋، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 5 روز سن داره

✨️Mahake man✨️

خوش اومدی😇🥰

یه وقتایی تو!

همیشه که نمیشه من مامان باشم بشورم بسابم بپزم یخ حوض بشکنم و ..... اووووووووووووووووووووو   دلم گرفت اینقد بزرگ بودم مامان بودم یه حال و هوایی عوض میکنیم و دخترک رشته ی کار ر دست میگیره میشم دو ساله میشم مریض رو به موت میشم دزد فراری   همه چی میشم فقط شما خانم باش مامان باش دکتر باش پلیس باش بزار بچگی کنم  من چند سال برمیگردم عقب و یاد خاطرات شما م برو جلو تخته گاااااااااااااااااااااااااز ببین اون آینده چه روزایی منتظرته ************************* خودم  میسپرم به دختر ۲ سال و چن ماهم بدون هیچ غر و لندی اگه هزار بار بگه پاشو بریم دکتر، مغازه و ......
12 بهمن 1392

بازی 54

توپ بازی و نشونه گیری بازم هماهنگی چشم و دست توپا ر مینداخت تو سبد و میشمردیم کلی تشویق و جیغ و دست و هورا     قانونمندی: باید پشت خط وایستی برو عقب        نشونه گیری واسه ریختن چوبا     ...
6 بهمن 1392

بازی 53

کتابی بدستمون رسید از دوران مهد خواهرم عکس این کفش تو ضمیمه ها بود و شانس ما استفاده نشده بود از کتاب برش زدیم دترک به مقوا چسبوند و مقوا ر برش زدیم     جای بندها ر پانچ کردیم و دخترک بندهاش رد کرد               این اقای پسر هم با لباس زیر بود و لباساش برش زدم و دخترک چسبوند ...
6 بهمن 1392

بازی 52

بازی با چوبهای بابا ساز   بازی های زیادی میشه با این مکعب های چوبی انجام داد پدر و دختر میشینن و کلی بازی میکنن از جمله: دخترک اینجا یه خونه ساخته یه آدم کنار خونه یه گل که تو دستشه و یه درخت سمت چپ تصویر     اینجا یه ستون ساخت و رفت چسب حرارتی آورد و یه الا کلنگ ساخت و پدر هم الا کلنگ بازی کرد خخخخخ     یه خونه شیروونی       دخترمان از پدرش عکس میگیرن البته با لیوان و موقع عکاسی اصراری داره که ژست بگیرین      ...
6 بهمن 1392

لحظات ناب ناب ناب

یه وقتایی باید کودکمان را ببینیم   یا به قول الهه عزیز ،مشاهده کودک صبوری در مقابل رفتار های کودک البته رفتاری خلاف میل ما نه خلاف ارزش ها که اگر خلاف ارزش ها باشد و بعد از تربیت و شناخت ارزش ها ،برخورد لازم است که مشاهده مان در این پست  با مشاهده ی الهه عزیز بسیاااااااار تفاوت دارد       کودکم را را در آغوش میگیرم سخت می فشارم و ادعا دارم کودکم ،پاره تنم را روزانه پنج ساعت مدام میبینم به به چه لذتی چه دختری چه می گذرد بر من ،که آخر شب سخت دلتنگ کودکم میشوم کودکی که در آغوش من است و من دلتنگ تر از صبح این حس که او را ندیدم اما به خدایی که او ...
28 دی 1392

بازی 50

تقویت حافظه بینایی مدت هاس که با کارتهای مقدماتی بن بن بن مششغولیم همان یک سالگی تاثیر بسیار بر زبان کودک گذاشت در مرحله ی بعد تر که از تقریبا ۵ ماه پیش آغاز شد چند کارت با مفاهیم مربوط یا نامربوط بهم میچیدیم و دخترک قصه ای در باب یک یا چند جمله میگفت و اکنون کارتها را میچینیم دخترک لحظه ای آنها را میبیند و برمیگردانیم و می پرسیم و با کمی فکر حدس میزند قبل تر ها با کارتهای دید آموز این بازی را انجام دادیم و دوست میداشتیم و دخترمان هم دوست تر میداشت با بیشتر شدن تعداد کارتها بازی سخت تر میشود و من هرگز بیشتر از سطح دخترک نمی چینم ک مبادا اعتماد بنفس در او کم شده یا سرخورده شود که سرم را دار میزنم ا...
22 دی 1392