ماهرخماهرخ، تا این لحظه: 15 سال و 17 روز سن داره
فردینفردین، تا این لحظه: 7 سال و 4 ماه و 4 روز سن داره
زمانی که خودم شروع کردم به نوشتن🌈زمانی که خودم شروع کردم به نوشتن🌈، تا این لحظه: 3 سال و 7 ماه سن داره
تولد شمار وبلاگم🌙✨️🦋تولد شمار وبلاگم🌙✨️🦋، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 10 روز سن داره

✨️Mahake man✨️

خوش اومدی😇🥰

بدون عنوان

  بعضی از شادی ها را دیگران خراب کردند، خیلی از خوشی ها را خودمان کوفت خودمان کردیم. زندگی است دیگر .. یک وقت هایی نوک پا نوک پا راه میروی که خیس نشوی، یک زمانی هم همه ی دار و ندارت را به آب میزنی، دل به دریا میزنی .. هر چه هست داستان یک لحظه است، یک آن ، یک مهلت ، یک فرصت اصلا یک "فرصت" را بگذاری که بگذرد؛ "این زمان" میشود " آن زمان " .. میشود بسان چای یخ کرده ی روی میز که با عشق دم کرده بودی و یادت رفته، سرد شده، از دهان افتاده .. طعم تلخ و گس شده اش حالا با هیچ قند و شکلاتی به مذاق هیچ طبعی خوش نمی آید .. خورده نمیشود که نمی شود، باید بریزیش دور .. "فرصت" را که بگذاری بگذرد میشود...
20 بهمن 1393

دیالوگ 12

امروز ته ته و فوق العاده ته آرایشی کردیم و خواستیم در مراسمی خاص حاضر شویم(رویما از لوازم آرایشی سخت گریزان است) رفتیم و برگشتیم هنوز لباس زمستانی بر تن سنگینی میکرد دختر همچون ماه با چهره ای در هم کشیده و مدبرانه چنین حکم را اعلام کردند ماهرخ:مامان پاشو ارایشت پاک کن من: در ادامه من:خوب باشه حالا ماهرخ:نه میگم پاشو برو پا کن من:چرا؟ ماهرخ:باز فردا بابا می یاد،تو هم اینجا نشستی(جای همیشگی من تو خونه) به بابا میگی نظرت چیه؟اونم میگه زشت شدی،بعد ناراحت میشی من: من:ماهرخ تو چی فک میکنی؟ ماهرخ:بنظر من که زشت شدی برو بشور من:خووووووووووووود ک.ش.ی   ...
20 بهمن 1393

بازی 89

عکاس باشی با گوشی دیزلی و هندلی ما عکس گرفته   مدتی فکر ما را چیست و کجایی بودن سوژه اش، مغشوش کرد نظر از  شما چیست؟ عایا؟ ادامه مطلب و بازی ما بودیم و تیک تیک ثانیه ها،آفتاب عجول و عمر درگذر خواستیم از وقتمان در عین بی حوصلگی مان که دخترک در آن نقشی نداشت استفاده کنیم مقوا و مداد رنگی یا شمعی با تمام پتانسیل در حال انفجار هیجان و شور و جیغ خط خطی کردیم،رنگ کردیم با شور بیشتر رنگی مشکی، حاصل از فشار زیاد مداد شمعی را بر مقوای منقش از رنگهای هیجاناتمان گستراندیم آن زمان است که کودک با شئی مناسب و نوک تیز خلق اثر میکند و ما و خود را شگفت زده آدم و درخت ...
20 بهمن 1393

زنده باد ازادی

دستان اسیر دخترک را آزاد کردیم خودٍ خودمان او گله ای نداشت اما بر ما سخت میگذشت 20 روز دستی گچی و سنگین،20 شب خواب سخت ازادش کردیم همچون پروانه از پیله و شادی کرد البته کمی ترس بر چهره داشت ،شاید بگمانش بجای دست ،چوب قرار است ببیند و این هم نتیجه 20 روز استراحت و ضعف،حتما متوجه ضعف در دست چپ می شوید     ...
20 بهمن 1393

تو خوبــــــــــــــــــــــــــــــی

تا هجده سالگي روزي پنجاه بار به جا به موقع به فرزندتون بگيد تو خوبي (نه تو باهوشي، تو خوشگلي، تو زرنگي، تنها بگيد تو خوبي). روزي يكبار بهش بگوييد نمي دونيد تا بفهمه ندونستن بد نيست و حداقل هفته اي يكبار ازش معذرت بخوايد تا بدونه تنها او نيست كه كار اشتباه ميكن.         ادامه مطلب لطفا گفتن تو زيبايي باهوشي زرنگي به كودك اشتباه نيست تاثير بد هم نداره اما اون تاثير مد نظر كه كودك به اين نتيجه برسه "من خوبم" و دنيا جاي خوبيه رو نداره. وقتي بهش ميگيم زرنگ باهوش خوشگل و او به مدرسه ميره و به نحوي يا به خاطر ديدن افراد بهتر و زرنگ تر از خودش يا وقتي احساس حماقت ميكنه از نفهميدن يك مطلب، به ...
20 بهمن 1393

بازی88

امروز روز خوبيست. ميدانم. تو باشي ومن باشم ... از اين بهتر نميشود.     اولش را با ساز کمانچه داریم ماهرخ:می خوام آهنگ دیم دیم دیدیم دییییم بزنم کتابی در مورد سازهای ایرانی و بین المللی دارم به ماهرخم میدم که ببینه و بشناسه ************************ فصل زعفرون و نیشابور ما هم تولید چشم گیری از این محصول داره این روزا خیلی از خونه ها با عطر ملایم و رنگ بنفشش که روح ر نوازش میده بساط گلای  زعفرون دارن جنس ملایم برگهای گل زعفرون خیلی دلچسبه حتی واسه ما بزرگترا دخترک کلی دوست داشت **************************** از وقتی دست بگردن دخترک آویزون شده کار با مداد و دفتر کمتر شد...
20 بهمن 1393

تسخیر شدگان بی دفاع

خواندیم مفید بود گفتیم بخوانید انشاالا مفید باشد   آذر صدارت-يک مادر هستم و يک بچه دارم؛ يک کوچولوي شش ساله که مثل اغلب هم سن و سال هايش ساعات زيادي از روز را پاي تلويزيون به تماشاي برنامه هاي کودک سيما مي گذراند. برنامه هايي که بمباران آگهي هاي تبليغاتي بين و حين پخش، جزء جدانشدني شان به حساب مي آيد. بارها پيش آمده است که مثلاً بعد از پخش آگهي وسيله اي که شعارش "آموزش خلاقيت به کودک" است فرزندم بهانه گرفته است که من هم از اين ها مي خواهم! و من تمام سعي ام را کرده ام تا با زبان کودکانه متوجهش کنم "خلاقيت" و "آموزش" نقاط مقابل هم هستند، حفظ کردن جواب 100 يا 500 تا سوال، هيچ بچه اي را ب...
20 بهمن 1393

ای زنبور طلایی نیش میزنی بلایی

امشب رفتیم مسجد از قضا زنبوری زیر لپ سمت چپ دخترک را نیش زد و هلاک شد گویا مجازات کارشان چنین تعیین شده ماهرخمان معترض شد که میخاره خاراندیم مجدد میسوزه گفتیم مبادا پشم شیشه در لباسش بوده که میسوزد وقتی زنبورک را در حال پرپر زدن دیدیم و جای نیش را یافتیم اصل قضیه را فهمیدیم و برای اولین بار زنبوری محبت خود را به فرزندمان نشان داد کمی ورم و هیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــچ و دردانه اینگونه برای پدر تعریف کرد بابا مشهد (مسجد)بودیم یه زنبور منو عسلی کرد اصرار دارد که عسلی شده     پ ن: گاهی ببچه ها و حتی ادم بزرگا به نیش زنبور حساسیت دارن حتی گاه...
20 بهمن 1393