ماهرخماهرخ، تا این لحظه: 15 سال و 12 روز سن داره
فردینفردین، تا این لحظه: 7 سال و 3 ماه و 29 روز سن داره
زمانی که خودم شروع کردم به نوشتن🌈زمانی که خودم شروع کردم به نوشتن🌈، تا این لحظه: 3 سال و 6 ماه و 25 روز سن داره
تولد شمار وبلاگم🌙✨️🦋تولد شمار وبلاگم🌙✨️🦋، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 5 روز سن داره

✨️Mahake man✨️

خوش اومدی😇🥰

یک مطلب مهم

سلام سلام من بلاخره بعد از چندین روز اومدم🥹 حالا چرا کم فعالیته میکنم😶‍🌫️ چون لایک ها کمه❤️ بازید ها کمه👀 و اصلا حمایت نمیشیم شاید از این به بعد  ماهی  یک بار بیام😔 الانم اومدم نظرتون رو درباره کار های هنریم بدونم به نظرتون کدوم قشنگ تره؟😇❤️🤩✨️ ...
24 آبان 1403

اتمام سفر

سلام بالاخره سفر ما به اتمام رسید . 🤗 🤗 🤗 چهارشنبه رفتیم باشگاه دایی جون🌸❤️✨️❤️🌸 و پنجشنبه  شب  دایی از بیمارستان اومد و بابام رو رسوند و بعد یه نیم ساعت زنگ زدن شام همبرگر خونه ما😶‍🌫️❤️🌸 جمعه هم که راه افتادیم ظهر یه عکس کیوت از فردین گرفتم عاشق این عکساشم ...
14 آبان 1403

عکس خرید هامون از انقلاب تهران

خوب خوب از جایی که ما دیشب رسیدیم😊 امروز ناهار ماکارونی خوردیم و ۲ ساعت بعد ناهار راه افتادیم یکی از ایستگاه های مترو نزدیک خونه مامان بزرگم شونه و پیاده چند دقیقه راهه سوار مترو شدیم و راه افتادیم و باید هی خط عوض میکردیم که برسیم به انقلاب که یهو بین خط عوض کردنا  یه اتفاقی افتاد من هندزفری تو گوشم بود و زیاد چیزی نمی شنیدم  که یه اقایی شونش خورد به شونم و سریع رد شد و گفت دختر خانم حجابتو رعایت کن😶 اصلا من چهرشم ندیدم بعد قیافه این دختر تهرونی هارو میدیدی تا همه روسری ها افتاده موها رنگ کرده همه تو دماغاشون پرسینگ داشتن  و..... یا پسره تو مترو بالای بینیش بین ۲ تا چشماش پرسینگ زده بعد به منی که نه ش...
8 آبان 1403

رسیدیم

خوب خوب . . . . . . اومدیم تهران چون مامان بزرگمشون که سال پیش تصادف کردن  دستش پلاتین داشت و بد جوش خورد برای همون یه عمل مجدد داره که باید تا جمعه اینجا باشیم و شنبه نبشابوریم که من برم مدرسه🙄 امتحان عربی امروز رو خراب کردم چون دیروز کلی کار ریخت سرم برای مسافرت😭 ولی به جاش  ریاضیم ۲۰ شد😊 و هدیم ۱۸🤩 البته چون اومدم راهنمایی و هر درس یک دبیر داره باید تو همه درسا خوب باشم😭 ولی خیلی یهویی درسا زیاد شد!  حالا معلوم نیست  هشتم تا ۱۲ م چی بکشیم؟😭 برگه های دیگه رو هم که هنوز ندادن😶 معلم عربیمون گفت یه پرسش میزا...
8 آبان 1403

عکسای تولد به همراه کادو ها پارت ۱

خوب سیلام امشب تولدم بود  که پریماه از ظهر خونمون بود و هدیه هم ساعتای ۴ اومد و ۵ راه افتادیم تا رسیدیم و میک خریدیم شد ۵ و سی  رفتیم کافه و منتظر موندیم تا اومدن و الان هم شام لازانیا خونمون هست که بعدا عکسشو میزارم  سارا و اوا هم یکم دیر اومدن این پست پارت ۱ هست که عکسایی هست که با گوشی خودم گرفتم و پارت ۲ عکسایی هست که با گوشی مامانم گرفتم پذیراییمون ایس پک موز و شکلات +کیک بریم سراغ کادو ها  سوفیا جون پریماه جون ...
26 مهر 1403

تولدم مبارکککککککک😍

هعی دارم پیر میشم ۱۳ سالگی عزیز سال خوبی برام باش🥹🤣 تبریک نی نی وبلاگ ✨️❤️ کارت دعوت برای چاپ که توضیحات ش  رو تو یه مطلب رمز دار گذاشتم که یه چیز اینجوری در اومد  دیگه برای تولدم قراره پست های زیادی بزارم مثلا پنجشنبه با همه دوستام میریم کافه ایوار از ساعت ۶ تا ۸  قسمت vip و من به مامانم گفتم برای تولدم کادو کلی مهره بگیره  بازم جای بابا بزرگم خالیه دوست داشتم مثل سال خای قبل بهم تبریک میگفت🥺 دیگه همین 😶‍🌫️ منتظر پست های بعدی باشید🩵🤍🩵🤍 ...
22 مهر 1403