ماهرخماهرخ، تا این لحظه: 15 سال و 4 روز سن داره
فردینفردین، تا این لحظه: 7 سال و 3 ماه و 21 روز سن داره
زمانی که خودم شروع کردم به نوشتن🌈زمانی که خودم شروع کردم به نوشتن🌈، تا این لحظه: 3 سال و 6 ماه و 17 روز سن داره
تولد شمار وبلاگم🌙✨️🦋تولد شمار وبلاگم🌙✨️🦋، تا این لحظه: 13 سال و 5 ماه و 27 روز سن داره

✨️Mahake man✨️

خوش اومدی😇🥰

جمله وار8

1393/1/23 13:32
949 بازدید
اشتراک گذاری

مریض شدی رفتیم دکتر 

 

رسیدی به میز دستات گذاشتی رو میز و دهنت باز کردی

آقا دکتد من مریص شدم سما خوددم ((((((           )))))))) بهمین شدت دهنت باز بود

 

****************************

رفتیم تهران

زهرا :ماهرخ بریم حموم

ماهرخ:نه من مریصم دکتر گفته خموم نرو

*****************************

وقتی بابا میچرخونت میگی:جیگ شدم بسسه دیگه

به منم میگی:مامان جیگرم

مامان عسل پیازم

****************************

دو دقیقه قبل واست خاطره میشه

میگی:

وقتی کوچولو بودم ......

****************************

دیشب یه مورچه ر گرفتی مشتت اوردی پیشم میگی:

مورچه برات آوردم

میگم لهش کردی که ببین گیج میخوره

میگی:

بره بیستوران غسا بوخوره نخخخار بخوره قوی بیشه خوب میشه

*****************************

محمد رضا با اصرار و کمی خشونت میخ.است کیف دخترونه ر ازت بگیره

که من اجازه ندادم عصبانی شد و از مامانش خواست که کیف ازت بگیره

اونوقت شما:

کیف مال دختراس تو پسری باید با ماشین بازی کنی

*************★******************

وااااااااای موهام باد میخوره

چه خوایی

مامان خوا خوبه

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)